کمی از دردها را با بُتم گفتم ، مرا پس زد
دریغا که خدایم هم ، نمیفهمد زبانم را ...
| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ||
| 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 |
| 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 |
| 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 |
| 27 | 28 | 29 | 30 |
لبخندت
ادراک نشاطی است
که از گشودن گنجینهای دست میدهد
نازنین!
مرا خرافه مپندار
که کولیان
وارثان علم قدیماند.
"سعید قربانیان"
دنیا هر روز در کیف جیبی کوچکم جا میشود
چند اسکناس کهنه،
یک بلیط سوختهی مترو
- که شاید اینبار کار کند
و مرا به قرارمان برساند –
یک نخ سیگار له شده،
و این جای خالی عکس تو
که هر روز زیباتر می شوی...

"کامران رسول زاده"
بغلت می کنم
سینه ات، بازوانت، شانه هات...
این همه زیبایی که در تو جمع شده
در آغوشم پخش می شود

"آزاده زارعیان"
پروردگارا...!!!!
یاریمان کن تا موهبت
شکوهمند زیستن را که
به ما عطا کرده ای
با اراده ی بی ثبات و
نگرش پوچ به گذشته های
بر باد رفته ، هدر ندهیم.....
یاریمان کن هر ثانیه از
طلای زندگانی را به
راستی زندگی کنیم...
الهی آمین ...