یک روز آرام✈

شمع در تاریکی عاشقانه تر میسوزد...

یک روز آرام✈

شمع در تاریکی عاشقانه تر میسوزد...

"دلت را خانه‌ی ما کن، مصفا کردنش با من"

شهریار:
"دلت را خانه‌ی ما کن، مصفا کردنش با من"
"به ما دردِ دل افشا کن، مداوا کردنش با من"
صفدری :
اگر از غصه لبریزی، زِ اشکِ شب نمی‌گویی
ببار ای ابرِ بی‌تابم، تماشا کردنش با من
ز داغِ درد، حیرانی؟ شکستی در مسیرِ خود؟
بیا در سایه‌ام آرام، تسلا کردنش با من
اگر بر زخمِ تو، مرهم نشد دستِ زمانه، غم
بیا در خلوتِ قلبم، مداوا کردنش با من
اگر در بندِ غم هستی، اگر دنیا نمی‌خواهد
بیا در آشیانِ دل، پذیرایی زِ مهمانش با من
نبندی در به روی عشق، مگذار این دلِ خسته
بماند گوشه‌نشینِ غم، مُحبت کردنش با من
اگر طوفان تو را برده، اگر بی‌چشمِ ساحل شد
به امواجت نزن بر سنگ، رساندن جانبِ جانش با من
به دنیا دل نبند ای یار، که ویران است این خانه
تو تنها ساکنش گردو، معماری و بنیانش با من


علی سجاد صفدری

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد