یک روز آرام✈

شمع در تاریکی عاشقانه تر میسوزد...

یک روز آرام✈

شمع در تاریکی عاشقانه تر میسوزد...

دل داده بودم‌من‌به ایشان، اشتباهی

دل داده بودم‌من‌به ایشان، اشتباهی

هی ریختم دریا به فنجان، اشتباهی

هر چند گنجایش  ندارد  قلب گلدان

من کاشتم بیدی به گلدان، اشتباهی

انگار  چشمم  غیر  او  چیزی نمیدید

چون لنگه کفشی در بیابان  اشتباهی

یک  شهر  زیبایی  تماماً  پیش رویم

تنها  امیدم  یک  خیابان ،  اشتباهی

وقتی‌که دیگرخاطرش پوسیدنی شد

بی چتر  ماندم  زیر باران،  اشتباهی

با شال آبی چون پری می‌دیدم او را

دستم میان  دست  شیطان اشتباهی

این‌شوکران‌را باز می‌نوشم‌دراین‌بیت:

دل داده بودم من به ایشان، اشتباهی


حسین یوسفی

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد