یک روز آرام✈

شمع در تاریکی عاشقانه تر میسوزد...

یک روز آرام✈

شمع در تاریکی عاشقانه تر میسوزد...

دلآ، خو کن به تنهایی

دلآ، خو کن به تنهایی
که در این دیارِ عیّاران
هیچ آینه را نمی‌توان به چشمِ راست دید
هیچ آواز را نمی‌توان به گوشِ حقیقت شنید
سایه‌ها همه دروغند
پشتِ چهره‌های آشنایِ شب
خنده‌ها همه نقابند
و دستانی که می‌فشارندت
فقط گرمایِ سنگِ خیانت را به یاد می‌آورند
دلآ، خو کن به پروازِ تنها
که در این آسمانِ بی‌ستاره
هرچه پرنده می‌خواند
صدایش را بادِ فریب می‌بَرَد
تا در کوچه‌پس‌کوچه‌هایِ فراموشی گم شود
حتی ماهِ این دیار
قرضی از نورِ خورشید می‌کشد
تا تو را فریب دهد
اما دلآ...
خو کن
که در این شبِ بی‌پایان
تنها چراغِ خانه‌ات
سوختِ اشکِ خودت است...


مهدی علی بیگی

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد