یک روز آرام✈

شمع در تاریکی عاشقانه تر میسوزد...

یک روز آرام✈

شمع در تاریکی عاشقانه تر میسوزد...

بیدار شدم دست تو در دستم بود

در خواب چراغ تا سحر دستم بود
در خواب کلید هر چه در ، دستم بود

زیباتر از این خواب ندیدم خوابی
بیدار شدم دست تو در دستم بود

عشق در نرسیدن کامل می شود.

عشق در نرسیدن کامل می شود.

و شعر

در بن بست های درماندگی

کوره راه های سرگشتگی

و سواحل شوریدگی

در زهدان غیاب تو

نطفه می بندد.

شاعر

«مسافری است

همیشه

در راه»

که از مشک زلال عاشقانه ها

مسافران خسته هستی را

سیراب می کند

وخود

تشنه می میرد.

تمامی مرگ ها تنها دو دسته اند

تمامی مرگ ها
تنها
دو دسته اند
مردی نفس نمی کشد
و زنی که حرف نمی زند

((مسعود عرفانیان))

قرارمان فصل انگور

قرارمان
فصل انگور
شراب که شدم بیا
توجام بیاور
و من جان

رحمان عباسی

به هرچه نگاه کردم رفت

به هرچه نگاه کردم
رفت
برگ ریخت
رود گذشت
باد رفت
تنها تویی که نمی روی
تو
که به خاطرت
همه رفتند ... ////

علیرضا روشن

سال هاست که به طوفانزدگی عادت داریم

سال هاست که به طوفانزدگی عادت داریم
فرقی نمی کند
زنده یا مرده
دریا
روزی ما را به ساحل خواهد رساند

((عاطفه جوادیان))