| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ||
| 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 |
| 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 |
| 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 |
| 27 | 28 | 29 | 30 |
قهر نکن عزیزم
همیشه که عشق
پشت پنجره هامان سوت نمیزند
گاهی هم باد
شکوفههای آلوچه را میلرزاند
دنیا همیشه قشنگ نیست
پاشو عزیزم
برایت یک سبد گل نرگس آوردهام
با قصهی آدمها روی پل
آدمها روی پل راه میروند
آدمها روی پل می ترسند
آدمها
روی پل
میمیرند
ویسلاوا شیمبورسکا
جور دیگری دوستم بدار
انبساط نور و شریانِ حجم
بماند برای قصه ها
در انقباض ضربههای نبض
در لختههای سکوت درد
در واگویههای محرمانهی عشق
در همین چهارگوشهی ماه و شب و خلوت و عهد
دوستم بدار..
نیلوفرثانی
ناشناسی درون سینهی من
پنجه بر چنگ و رود میساید
همره نغمههای موزونش
گوئیا بوی عود میآید...
- فروغ فرخزاد -
بلدم ناز کشیدن، بلدی ناز کنی؟
بلدی حال دلم را تو کمی ساز کنی؟
بلدی عشوه کنی، غمزه کنی، دل ببری؟
بلدی رقص کنان، تن همه طناز کنی؟
بلدی کف بزنی، ساز و نی و دف بزنی؟
چو قناری بلدی چهچه و آواز کنی؟
به دلم می کشم از طرحِ نگاهت غزلی
بلدی با نگهت در دلم اعجاز کنی؟
غزلی از تپش این دلِ خود ساخته ام
بلدی عشق مرا در دلِ خود راز کنی؟
دل من سوی تو پر زد، پر و بالش مشکن
بلدی با دل من یکسره پرواز کنی؟
پر از احساس نوازش شده سر پنجه ی من
بلدی روسریت را تو کمی باز کنی؟
بلدی خط بکشی اسم رقیبانِ مرا؟
بلدی تا به ابد، عشقِ نو آغاز کنی؟
بلدم دل بستانم، بلدی دل بدهی؟
بلدی در دل من جای خودت باز کنی؟
بلدم دل بسپارم، بلدی دل ببَری؟
بلدی تا سند از قلب من احراز کنی؟
#علی_عطازاده
بلدم شعر ببافم ، بلدم ناز کنم
بلدی گیس ببافی؟... بلدی باز کنی؟!
تو که استاد سخن نام گرفتی امروز
بلدی عشق خودت را به من ابراز کنی؟
دل من مُرده ، نفسهاش همه عاریت است
بلدی همچو مسیحا شده ، اعجاز کنی؟
تا بگویم که :"دلم از همه عالم شده رنـ...."
حرف من قطع نمایی و تو آغاز کنی
وبگویی که :" دلم قاصد ِ مِهر است... ، فقط
بلدم عشق ببافم ، بلدی ناز کنی ؟؟!!..."