یک روز آرام✈

شمع در تاریکی عاشقانه تر میسوزد...

یک روز آرام✈

شمع در تاریکی عاشقانه تر میسوزد...

رها شو

رها شو

از تمام افکار پوسیده

از تمام روز های پر از محنت دیرینه

از تمام بایدها و نبایدهای در بند کننده

تو همان روح دمیده پاک خداوندی

که سراسر پر از امید و عشق لایتنهاییست

باید اراده ای از جنس ایمان در تو باشد

باید تمام آسمان و زمین در دست تو باشد

باید سیمرغی از جنس رهایی باشی

بلند پرواز و پر از ایده و سرمست

بگذر از پوچی اطرافت از حس کبر و دورویی

پخش کن بذر شادی و باور را در مزرعه دل ها

نوید دهنده نور الهی باش در عصر دل مردگی و

پر از غضب و پر از تزویر

این عصر مستحق یک نور امید است در دل ابهام زده

همچون قیام اسرافیل آنگاه که در صور میدمد.


سحر کرمی

گفتم ببینمت ..

گفتم ببینمت ..
شاید این دلم آرام بگیرد
گفتم ببینمت
این بی قراریم سامان بگیرد
دیدم تو را و گه
بی قرار و بی سامان شدم
در پی عشقت از این ویرانه تر شدم
گفتم تو را بیا در محفل دلم
چندی نشین و ببین حال دل زارم
شاید شود دلم از این جفا رها
شاید شدی چراغ بر این دل سیاه
گفتم تویی دوا بر هر درد و نوا
آخر شدی همان رویای بی زمان...

سحر کرمی

بیا پل ها را پشت سرمان خراب کنیم

بیا پل ها را پشت سرمان خراب کنیم
بی خبر از همه
بی خبر از ما
من سیاره میشوم
تو ماهم شو ،ستاره شو
خود آفتاب شو
بگذار ذوقمان گل کند
یخ های دلمان آب شود
بگذار انار از ذوق ما ترک بردارد
بگذار لبوها پر رنگ تر شوند
آسمان رنگین شود
وخیابان پراز صدای قهقه ی ماشود.

سحر کرمی

سحرکه میشود دنیا آغاز میشود

سحرکه میشود دنیا آغاز میشود
برای یک روز پر از شور و تلاش و تکاپو
سحر که میشود بانگ مرغان سحرخیز بر می خیزد
سحر که میشود زنده ای و آلارم روزت کوک است به وقت امید
کوله بار رزقت آماده پشت در است
کافیست قدم برداری در جاده امید
تا بنشیند به کامت طعم شیرین زندگی..

سحر کرمی

توهم بودنت مرا به جنون کشید

توهم بودنت
مرا به جنون کشید
و اکنون در اتاقکی
تنها با عقلی که زوال پیدا کرده
هنوز منتظرم
شاید توهمم واقعی شود
اگر دز قرص هایم بیشتر شود.


سحر کرمی