-
لباسی را که در نخستین دیدارمان به تن داشتی بپوش
سهشنبه 22 اسفندماه سال 1396 11:41
لباسی را که در نخستین دیدارمان به تن داشتی بپوش خود را زیبا کن بر موهایت اطلسی بزن آن را که در نامه فرستاده بودم و پیشانی باز و سفید و بوسه خواهت را بلند کن امروز ، نه ملال نه اندوه امروز محبوب ناظم حکمت باید که زیبا باشد چونان پرچم انقلاب "ناظم حکمت"
-
کارگرها زندگی ساده و زن های زیبایی دارند
دوشنبه 21 اسفندماه سال 1396 11:22
کارگرها زندگی ساده و زن های زیبایی دارند آنها هر روز در پایان کار از آسمان خراش ها ابرهای سفید تازه به خانه می برند! "سابیر هاکا"
-
روزها گر رفت گو رو باک نیست
دوشنبه 21 اسفندماه سال 1396 11:21
روزها گر رفت گو رو باک نیست تو بمان ای آنک چون تو پاک نیست "مولانا"
-
سکوتت را ندانستم، نگاهم را نفهمیدی
یکشنبه 20 اسفندماه سال 1396 11:13
سکوتت را ندانستم، نگاهم را نفهمیدی نگفتم گفتنیها رو، تو هم هرگز نپرسیدی شبی که شام آخر بود، به دست دوست خنجر بود میان عشق و آینه یه جنگ نابرابر بود چه جنگ نابرابری، چه دستی و چه خنجری چه قصهی محقری، چه اول و چه آخری ندانستیم و دل بستیم، نپرسیدیم و پیوستیم ولی هرگز نفهمیدیم شکار سایهها هستیم سفر با تو چه زیبا بود،...
-
دو فنجان قهوه سفارش می دهم..
یکشنبه 20 اسفندماه سال 1396 11:03
دو فنجان قهوه سفارش می دهم.. و بی محابا دست هاے تو را می گیرم راحت باش ! هیچ کس ما را نخواهد دید اینجا ...کافه خیال مــن است...
-
تو بازمانده ی آخرین نسل معشوقان جهانی
شنبه 19 اسفندماه سال 1396 16:25
تو بازمانده ی آخرین نسل معشوقان جهانی بدون بوس و کنار بدون آغوش... شاید حتی وجود نداشته باشی! بی اینهمه اما هنوز دوستت دارم ... "کامران رسول زاده"
-
ترسِ نبودنت
شنبه 19 اسفندماه سال 1396 16:24
می بینی ترسِ نبودنت چه به روزم آورده است؟ و وحشت گم کردن دستی گرم چگونه تا مغز استخوانم نفوذ کرده است ؟ دیگر چگونه بگویم چقدر دلتنگ توأم؟ وقتی دندان هایم از ترس یا سرما – چه فرق می کند اصلاً ؟ – واژه هایم را تکه تکه می کنند و ناچارم بریده بریده د و س ت ت د ا ش ت ه ب ا ش م. … "لیلا کردبچه"
-
میخواهم آب شوم
جمعه 18 اسفندماه سال 1396 11:38
می خواهم آب شوم در گستره افق آنجا که دریا به آخر می رسد و آسمان آغاز می شود. می خواهم با هر آنچه مرا در بر گرفته یکی شوم. حس می کنم و می دانم دست می سایم و می ترسم باور می کنم و امیدوارم که هیچ چیز با آن به عناد برنخیزد. می خواهم آب شوم در گستره افق آن جا که دریا به آخر می رسد و آسمان آغاز می ...
-
دوستم داشته باش
جمعه 18 اسفندماه سال 1396 11:37
دوستم داشته باش از رفتن بمان! دستت را به من بده، که در امتداد دستانت بندری است برای آرامش! "نزار قبانی"
-
اگر قرار باشد کسى را دوست داشته باشیم
پنجشنبه 17 اسفندماه سال 1396 11:30
اگر قرار باشد کسى را دوست داشته باشیم بى آنکه دوست داشته شویم،کمى بى انصافیست! نمیگویم شرط دوست داشتن این است اما حقیقت این است که اگر کسى تو را دوست نداشته باشد نمیتواند در حقت خوبى کند نمیتواند آنطور که میخواهى در زندگیش جایى براى تو بگذارد... و مشکل اصلى این است که آدم ها در واقع جایى به تو اختصاص نمیدهند، تو فقط...
-
سینه ام اینه ای ست
پنجشنبه 17 اسفندماه سال 1396 11:29
با شور ؟ و جدایی با درد ؟ و نشستن در بهت فراموشی یا غرق غرور ؟ سینه ام اینه ای ست با غباری از غم تو به لبخندی از این اینه بزدای غبار آشیان تهی دست مرا #حمیدمصدق
-
آدم های خیالباف همیشه حال شان خوب است.
چهارشنبه 16 اسفندماه سال 1396 11:17
آدم های خیالباف همیشه حال شان خوب است . با کسی که دوستش دارند، به میهمانی می روند، چای می نوشند و می رقصند . شادِ شادند . کسی را که دوستش دارند همیشه هست . نه می رود، نه می میرد و نه خیانت بلد است . آدم های خیالباف خوشبخت ترینند . آنقدر فکر می کنند تا باورشان شود و بالاخره هم روزی جذب می کنند آنچه را که می خواهند . |...
-
بزرگترین نامردی
چهارشنبه 16 اسفندماه سال 1396 11:13
-
کیفِ پستچی جای "سلام های من به تو" نیست!
سهشنبه 15 اسفندماه سال 1396 10:59
کیفِ پستچی جای "سلام های من به تو" نیست ! این حرف ها این بوسه ها این باده ها بی واسطه گیرا ترند ...! " مهدیه لطیفی
-
:)))
سهشنبه 15 اسفندماه سال 1396 10:56
-
خودم را بسته ام به شعر
دوشنبه 14 اسفندماه سال 1396 10:39
خودم را بسته ام به شعر وگرنه نبودنت دردی نیست که از سرم باز شود...! #کامران_رسول_زاده
-
جای کسی خالی ست ،
دوشنبه 14 اسفندماه سال 1396 10:37
این سرفه های پیاپی این سرمای زده به استخوان از زمستان نیست .... جای کسی خالی ست ، جای کسی .... #معصومه_صابر
-
یادت عطر شکوفه های گیلاس است
یکشنبه 13 اسفندماه سال 1396 11:11
یادت عطر شکوفه های گیلاس است گوشه دلم هر وقت می خواهمت چشمهایم را میبندم و عمیق، نفس میکشم...
-
پرواز
یکشنبه 13 اسفندماه سال 1396 11:07
-
راز عشق خویش را آهسته خوان در گوش من
شنبه 12 اسفندماه سال 1396 11:10
راز عشق خویش را آهسته خوان در گوش من جستجو کن یارا عشق را در گرمی آغوش من فریدون_مشیری
-
هرگز: سکوتم را با نادانی ،
شنبه 12 اسفندماه سال 1396 11:09
هرگز: سکوتم را با نادانی ، آرامشم را با رضایت ، و مهربانیم را با ناتوانی ، اشتباه مگیر !! ... Don't ever mistake my silence for ignorance, my calmness for acceptance, or my kindness for weakness
-
مرا ببخش
جمعه 11 اسفندماه سال 1396 10:38
مرا ببخش که پنداشتم شادی پرواز پرستوها از شوق حضور توست آنها بهار را با تو اشتباه میگیرند آخر کوچکاند کوچکم. از: کیکاووس یاکیده
-
خدایا
جمعه 11 اسفندماه سال 1396 10:36
-
بی وفا باشی
پنجشنبه 10 اسفندماه سال 1396 11:21
-
قرص ماهی،
پنجشنبه 10 اسفندماه سال 1396 11:20
قرص ماهی، شب به شب می بینمت اما چه سود؟ حسرتم شد دیدن آن نیمه ی پنهان تو.... #سید_هادی_بهشتی
-
به دست هایم شک نکن
چهارشنبه 9 اسفندماه سال 1396 10:38
به دست هایم شک نکن به عاشقانه هایی که کشیده ام روی پوست تن ات و به حرف هایی که هر از چند گاهی نمی زنم! من اینجا یک فنجان نیم خورده دارم یک صندلی کنار بی حوصله گی هایم و صداهای زندانی که گاه گاه سر می کشند از استخوانهایم از موهایم سینه ام و ریز ریز می شوند روی پیراهن غروب ... "ناهید عرجونی"
-
شبیه خانه ای خالی ام
چهارشنبه 9 اسفندماه سال 1396 10:37
شبیه خانه ای خالی ام که ساکنانش سالهاست رفته اند درهایش را بادها به هم میکوبند و دیوارهایش زخمی یادگاری های آشنایان من است خوب می دانم کسی زنگ این خانه را هرگز نمی زند ...
-
مرا «دنیا» صدا کن
سهشنبه 8 اسفندماه سال 1396 11:29
1) مرا «دنیا» صدا کن در من هزار تولد ناتمام است بی شمار راه نرفته 2) دلتنگی شبیه تو نیست گاه و بی گاه در می¬زند هر جا دلش خواست می¬نشیند و با حسادت عجیبی درباره تو حرف می زند! +بسیارزیبا و دلنشین و با تشکر
-
جسمها چون کوزههای بستهسر
سهشنبه 8 اسفندماه سال 1396 11:22
جسمها چون کوزههای بستهسر تا که در هر کوزه چه بود آن نگر کوزهٔ آن تن پر از آب حیات کوزهٔ این تن پر از زهر ممات گر به مظروفش نظر داری شهی ور به ظرفش بنگری تو گمرهی ... مولانا
-
در زمهریرِ ظلمتى از این دست
سهشنبه 8 اسفندماه سال 1396 11:19
در زمهریرِ ظلمتى از این دست به من بگو براى کدامِ شما شیون کنم!؟ در شیونِ بى پایان این روزگار به من بگو بر این مردمِ خسته چه رفته است که هزار پیراهنِ سیاه کهنه کرده اند و هنوز اندوه گزارِ بى فرصت عزا از پى عزا...! سید علی صالحی