یک روز آرام✈

شمع در تاریکی عاشقانه تر میسوزد...

یک روز آرام✈

شمع در تاریکی عاشقانه تر میسوزد...

در کدامین ره می توان جست تو را

در کدامین ره می توان جست تو را
در کدامین منزل پناه گرفته ای
تو بگو حتی بی صدا
من از فرسنگ ها اصغا می کنم تو را
تو فریاد بزن در سکوت پشت در
من همه گوش می شوم برای شنیدنت
می آیم آرام بی کوله بار اما استوار
از برایت همه جان می شوم در یک بدن
تو تمام آنچه هستی که سهم من است

و چقدر من صبورم برای ستاندن سهمم
بگو کجا پنهان شده ای؟
که باد از هر طرف که می وزد بوی تو را می آورد
شمیم دلنوازت پیچیده در هر کوی و دشت
خودت اما..!
غافلی از شهره شدن در چشم شهر
من ایمان دارم به وصال تو
و توو خود را می دهی در دست باد
قاصدک شو بیا بنشین به روی سینه ام
خوش خبر باش بگو رو به پایان می رود
شب هجر و احتراز
بر دلم گرد شادی و لذت بپاش
ناجی من شو در لحظه های انتظار

سحر کرمی

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد