یک روز آرام✈

شمع در تاریکی عاشقانه تر میسوزد...

یک روز آرام✈

شمع در تاریکی عاشقانه تر میسوزد...

عطر مادر عطر مادر زندگیست...

دل شکسته گوشه ای خیره به در
با خدا قهرو نگاهی پر ز درد
با خودم در خلوتم گپ میزدم
مثل دیوانه که میکوبد سرش را هی به در
زندگی شمشیر را از رو برایم بسته است؟
ناامیدی همچو تیری از کمان رفته به در
ناگهان دلتنگ گشتم همچو طفلی بی دلیل
اشک دلتنگی برای مادرم از درون من در به در
قصد رفتن کردم تا ببینم روی او
شاید این غمها بماند پشت در
وارد خانه شدم دیدم سر سجاده است
سجده کرده نام من را با دعا تکرار کرد

گفت بارالها هر چه دارم مال تو
غم برون کن از دل فرزند خوبم تو بدر...
حالم انگار جان گرفت از بودنش
عطر مادر عطر مادر زندگیست...

ساعد رنجبر

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد