یک روز آرام✈

شمع در تاریکی عاشقانه تر میسوزد...

یک روز آرام✈

شمع در تاریکی عاشقانه تر میسوزد...

چقدر قصه ما طولانی است.

چقدر قصه ما طولانی است.
آسمان دل و جان بارانی است.
دیگر آن عاشق لولی وش تو!
سهمش از شعر و غزل حیرانی است.
بعد رد گشتن از آن حیرت؛ باز
حیرتش وادی سرگردانی است.
آن تسلسل؛ همه, دوری باطل
عشق گر رد بزند, ویرانی است.
بوی پیراهن یوسف که شفاست
هجرتش بی سر و بی سامانی است.
باز در فصل بهار آمد گل!
که غمش حک‌ شده بر پیشانی است.
شاهنامه چه خوش است آن آخر!
بعد هر سختی و رنج آسانی است!!

طاهر جمشیدزاده

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد